مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

231

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> وهم آن رواياتى كه از مدت أقامت ايشان در كربلا از سه روز بيشتر تا به چهارماه واز آن‌جا به مدينه راه سپردن - چنان‌كه در بحر المصائب از پاره‌اى كتب مسطور شده است - اگر مقرون به صحت باشد ، حكم مىكند كه ورود أهل بيت در أربعين سال دويم به مدينه بوده است . وچون أرباب بصيرت ودقت نظر در اين تحقيقاتى كه در اين كتاب بعد از نگارش بسيارى اخبار وروايات وحكايات مختلفه شده با آنچه از اين پيش در كتاب أحوال حضرت امام زين العابدين عليه السلام در ذيل وقايع يوم الطف نگارش رفته است بنگرند ، اميد مىرود كه خداوند مجيد رفع پاره‌اى توهمات را بفرمايد ودر مقام تطبيق اخبار وتفكر صحيح به راهى درست دلالت فرمايد وپاره‌اى مسائل مبهمه را روشن بگرداند . چه بر آنان‌كه أهل خبرت وبصيرت هستند ، پوشيده نيست كه تاكنون هيچ‌يك از مورخان ومحدثان اين زحمت بر خود ننهاده‌اند واين چند نقل اخبار كه در اين كتاب افتاد ، ننموده‌اند واين بيانات وافيه وتحقيقات كافيه را به اين شرح وبسط منظور نداشته‌اند ؛ وله الحمد والمنّة ومنه الاستعانة وعليه التكلان . حكمت يزدان چنان مىخواست كه أهل بيت عصمت بعد از مراجعت از شام به زمين كربلا ودشت نينوا درآيند وبا جابر انصارى علامات مصيبت وسوگوارى به پا دارند واز أطراف وجوانب ازدحام ورزند وزمين وزمان را به فغان درآورند وبدون بيم وهراس آن أساس بركشند تا معنى « واللَّهُ مُتمّ نوره ولو كَرِه الكافِرون » و « خَتمَ اللَّه على قلوبهم وعلى سَمعهم وعلى أبصارهم غشاوة ولهم عذاب أليم » وپاره‌اى فقرات حديث امّ أيمن در بقاى آن آثار در مرور ليالي ونهار تا آخر ادوار نمودار شود وهيچ‌كس مانع ودافع نشود وحق ظاهر وباطل آشكار شود . حتى اگر يزيد موافق پاره‌اى روايات كه از قطب‌الدين راوندى ياد مىكنند ، از مراجعت ايشان پشيمان گشت وپانصد تن را به مراجعت ايشان شتابان داشت ، به جايى نرسيد وعصاي پسر بيمار على عمرانش چون عصاي موسى بن عمران جمله را ببلعيد وآن ملعون در دواج 5 ندامت واندوه بغلطيد وجز خموشى وخوردن آتش ملامت وعداوت چاره نديد . لا جرم حجت خداوند تعالى في العالمين علي بن الحسين با أهل بيت سلام اللَّه عليهم در آن زمين درآمد وبه مراسم سوگوارى سه روز يا بيشتر يا چهار ماه يا كمتر به آن مقدار كه خود مىدانست وانجام مقصود را كافى مىشمرد ، مكين گرديد وآنچه تكليف بود به جا آورد وحق را از باطل ومظلوم را از ظالم وسعادت را از شقاوت آشكار ساخت . أهل بيت را به صبر وشكيبايى وصيت كرد وبه حضرت زينب خاتون كه سخت پريشان حال وآشفته خيال بود ، نزديك شد وبازوى شريفش را گرفت وفرمود : « اى عمهء گرامى ! تو دختر فاطمهء زهرا ولنگر سفينهء صبر وشكيبايى وغواص درياى تسليم وتوكلي . اين بىآرامى چيست ؟ آيا نگران نيستى كه اين زنان وأطفال ، قرين هلاك شده‌اند ؟ ساختهء سفر باش . » آن مخدره از آن حالت مفارقت پاره‌اى سخنان بر زبان آورد . امام فرمود : « چنين است كه گويى . بي عباس وقاسم وعلى أكبر وحسين پسر پيغمبر چه زندگانى وچه مدينه وچه جاى ديگر واگر زيارة جدّ بزرگوار نبودى ، رفتن از اين تربت اختيار نيفتادى . حكم رسول خداى را بايد أطاعت كرد . » -